علي بن حسين انصارى شيرازى

128

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

برى خوانند و حماض البقر گويند و آن بيشتر جبلى بود اما در خاك‌ريز و زمين سست بود و آن را بيونانى طوطاق اقريون گويند و بشيرازى ترشك خوانند و بيخ آن را حليمو گويند و در نقرس و درد مفاصل طلا كردن نافع بود و سرفه صفراوى را سود دهد و بستانى آن مانند كاسنى بود ورق آن و در وى حموضتى بود و رطوبت فضلى لزج و بهترين بستانى بود و ترش و طبيعت آن سرد و خشك بود در دوم و تخم آن سرد بود در اول و در وى قبضى بود در باب با در صفت به زور گفته شود و اگر تخم وى پيش از گزندگى عقرب بياشامند و عقرب بگزد هيچ زحمتى بوى نرسد و ورق آن چون بپزند و با زيت بريان كنند و كشنيز خشك و اندك زيره و آب اناردانه بر وى ريزند شكم ببندد و غير بريان كرده سحج كه از روده و مره صفرا بود را نافع بود و تشنگى بنشاند و قطع قى بكند و غثيان صفراوى ساكن گرداند خار دفع كند و آرزوى گل خوردن ببرد و گزندگى عقرب را نافع بود و چون با شراب بپزند و بطيخ آن مضمضه كنند درد دندان ساكن گرداند و چون با شراب بپزند و بر خنازير ضماد كنند و بر ورمها كه در بن گوش بود سود دهد و اگر با سركه بپزند و بر سپرز ضماد كنند بغايت نافع بد و چون بر جرب مالند نيكو بود و اگر بيخ وى در گردن بندند خنازير دفع كند و چون سحق كنند و زن به خود برگيرد قطع سيلان رطوبت كهن از رحم بكند و اگر با شراب بپزند و بياشامند يرقان زايل كند و سنگ مثانه بريزاند و حيض براند و اگر يك مثقال بيخ وى بكوبند و با رب سيب بسرشند و به ليسند سجح و اسهال و موى را بغايت مفيد بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : حماض به فتح حا بيونانى طوطان اغريون و بشيرازى ترشه و بهندى چوكا نامند و به زبان فرنگى بستانى آن را اشليه كياتم و برى آن را اشليه پاتم گويند و قسمى ديگر كه كوچك مىشود برگ آن شبيه به سه‌برگه است آن را اطريفيلن يعنى حماض سه‌برگه و به عربى حمضيض و بهندى امروله گويند و آن برى و بستانى و مائى بود بستانى آن دو نوع است نوع عريض الورق كه آن را سلق‌برى و بتركى قوزى غلافى و بهندى چوكا و نوعى ديگر رقيق الورق ترش و آن را حماض بستانى نامند و نوع همه بيخ مايل بسرخى و ثمر خوشه‌دار و متراكم و تخم سياه و براق دارد لاتين OXALIS ASETOSELLA فرانسه OSEILLE انگليسى WILD SORREL حماض الماء در آب رويد و ورق آن بدرازى انگشت بود نزديك به ورق كاسنى و ساق وى كوچك بود و بر سر وى تخم سياه‌رنگ بود كه بسرخى مايل بود و طعم وى مانند طعم حماض بود شكم براند چون پخته بخورند و تخم وى سحق كنند و با شراب بياشامند غم ببرد و نفس خوشبوى كند و توحش زايل گرداند و خفقان گرم بغايت نافع بود و غثيان دفع كنند و معقد مسترخى بصلاح آورد و چون بپزند و بر اعضا مالند خارش زايل كند و تخم آن ورق آن چون بخايند درد دندان زايل كند و بن دندان محكم دارد و اگر ادمان آن كنند يرقان زايل كند حماض الارنب اكشوث است و گفته شد حماض البقر حماض برى بود و گفته شد حمر الارض امعاء الارض گويند و آن خراطين است حمص الامير خسك است و گفته شود حمص بپارسى نخود گويند سفيد و سرخ و سياه و كرسنى بود و برى و بستانى بود برى گرم و تر بود و اندكى تلخى زند و بستانى